سبک زندگی
62 بازدید
موضوع: سایر
مصاحبه کننده : نشریه شهرآرا
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : نشریه شهرارا
تعداد شرکت کننده : 0

بسم الله الرحمن الرحیم

سبک زندگی 

  1. چرا مقام معظم رهبری گفتمان سبک زندگی اسلامی را مطرح کرده‌اند؟ چه ضرورتی از حیث زمانی می‌بینید؟

در مراحل تمدن‌سازی، پس از دوران استقرار اولیه ساختارها، نیاز به اصلاح و بهینه‌سازی فرآیندها وجود دارد تا تحقق اصلی تمدن و توسعه تمدنی اتفاق افتد. به نظر می‌رسد پس از سه دهه از انقلاب، استقرار ساختاری تا حدود زیادی شکل گرفته است و رصد بحران‌ها و مشکلات درونی و بیرونی نیز نشان می‌دهد که اغلب آنها ناظر به فرآیندهای جاری در ساختارهاست. از سوی دیگر فضای عمومی تمدنی، در فرهنگ و طرز زندگی افراد جامعه متمرکز است؛ لذا حرکت به سوی اصلاح و بهبود فرآیندهای زندگی عمومی مردم، گام اصلی در تحقق و توسعه تمدنی تلقی می‌شود.

  1. تعریف سبک زندگی و تمدن اسلامی چیست؟ نسبت دقیق این دو به چه صورت است؟

سبک زندگی، طرز رفتارهای افراد و خانواده‌ها در یک جامعه است؛ سبک یا اسلوب یا فرهنگ فردی و خانوادگی، از نوع رفتارها انتزاع می‌شود.

تمدن، زندگی جمعی در ساختارهای سه‌گانة بهم‌پیوستة معرفتی، قانونی و فرهنگی است به‌طوری که منجر به ارتقاء مستمر معرفتی و فرهنگی شود. تمدن، در جهت پاسخگویی به لایه‌های فوقانی هرم نیازهای انسان شکل می‌گیرد.

از آنجایی که صحنة زندگی، محل بروز آگاهی‌ها و تمایلات افراد و خانواده‌هاست و برآیند «باورها و امیالِ» افراد در طرز رفتار آنها ظهور می‌کند و طرز رفتارها سبب شکل‌گیری «سبک زندگی» می‌شود، لذا سیستم‌های بهم‌پیوستة سه‌گانة معرفتی قانونی فرهنگی،‌ به اصلاح و ارتقاء دستگاه «باور- میل» می‌پردازند و با بهینه‌سازی فرآیندهای جاری در این ساختارها (نظریة ساختار- فرآیند) سبب اصلاح و ارتقاء سبک زندگی افراد و در نتیجه ارتقاء کلان اجتماعی می‌شوند.

  1. الزامات، نیازها، زیرساخت‌ها و شاخص‌های مورد نیاز به جهت فهم علمی و معرفتی تا تحقق آن در ایران امروز چه چیز است؟

نقطه مرکزی این است که: شاخص‌های کیفیت برای خانواده تعریف شود (ISO خانواده) و براساس آن امتیازاتی به خانواده‌های دارای این استاندارد داده شود. یکی از الزامات اصلی این حرکت، توافق جمعی بر شاخص‌های لازم در یک خانواده بهینه و کیفیت سنجش آنهاست؛ این قسمت به‌عهدة مراکز علمی کشور است و حوزه‌های علمیه اگر شاخص‌های برتری را عرضه نکنند، شاخص‌های مدرن غربی به‌جای آنها خواهد نشست و سبک زندگی اسلامی با شتاب بیشتری به سمت سبک زندگی غربی حرکت خواهد کرد.

  1. وظیفه جوانان نخبه حوزه و دانشگاه امروز در تمدن‌سازی چیست؟

مرحله یک) استخراج شاخص‌های تمدن متعالی و یک زندگی استاندارد و با کیفیت، هم از نظر عقل و هم از نظر تجربه و هم از نظر دین

مرحلة دو) اخذ نقاط مشترک و تلاش برای حداکثرسازی نقاط مشترک

 مرحله سه) کشف فرآیندهایی که سبب تحقق این شاخص‌ها می‌شود

مرحله چهار) تدوین شیوة ارزیابی این شاخص‌ها در صحنة عملی زندگی

مرحله پنج) تدوین فرآیند امتیازدهی و جلب توجه عمومی جامعه برای انتخاب آزادانه و آگاهانة این استاندارد.

  1. وظیفه فعالان فرهنگی و جبهه فرهنگی انقلاب در این بین چیست؟
  • مطالبة شاخص‌ها و فرآیندها از نخبگان
  • تلاش برای نمونه‌سازی عملی در مقیاس‌های کوچک (پایلوت) براساس آن شاخص‌ها و فرآیندها (با اولویت مجموعه خودشان)
  • انجام حرکت رفت‌وبرگشتی با نخبگان برای اصلاح و ارتقاء نمونه تولید شده
  • به رؤیت رساندن نمونه‌های تولید شده در مقیاس جهانی
  1. امروز در چه مرحله‌ای از تمدن‌سازی اسلامی و تحقق سبک زندگی اسلامی قرار داریم؟

نقطه شروع (مطالبه شاخص‌ها و فرآیندهای تمدنی)

  1. آیا گفتمان‌سازی سبک زندگی اسلامی، به منزله این است که سبک زندگی امروز اسلامی نیست؟!

مقصود از سبک زندگی در مقیاس اجتماعی، حرکت رفتارهای اجتماعی به سوی گزینش طرز رفتارهای اسلامی در جوانب مختلف زندگی است و این اتفاق در مقیاس کلان اجتماعی نمونه‌هایی دارد ولی فعال و فراگیر نیست.

  1. دارایی‌های فکری، محتواییِ ما برای طی این مسیر چیست؟

اصلی‌ترین گنجینة استراتژیک برای تولید و تدوین شاخص‌ها و فرآیندهای تمدنی و سبک زندگی اسلامی،‌ «مستحبات و مکروهات»، «گزاره‌های ارشادی» و «گزاره‌های اخلاقی» موجود در دین است. مستحبات و مکروهات، الزامات قانونی نیستند ولی الزامات فرهنگی هستند و به‌عبارت دیگر «فرهنگ‌ساز» هستند و می‌توانند در عین حال که افراد در انتخاب نحوة زندگی خود مختارند، زندگی‌ها را به سمت بهینه‌سازی حرکت دهند.

  1. سه راهکار برای اجرای سبک زندگی
  • آموزش عملی برای فعال‌کردن «هوش حقوقی» (مقصود از هوش حقوقی، توانایی تشخیص و عملی کردنِ وظایف از سویی، و توانایی تشخیص و مطالبة بدون تنشِ حق خود در کلیه حیطه‌های زندگی از سوی دیگر است.)
  • آموزش عملی برای فعال کردن «هوش اخلاقی» (مقصود از هوش اخلاقی، توانایی تشخیص و عملی کردن کُدهای اخلاقی است.)
  • آموزش عملی مهارت تصمیم‌گیریِ برآیندی (برآیند مطلوبیت جسمی، فکری، روحی، جمعی، محیطی، پایدار، الهی)
  1. سه دغدغه فرهنگی

اگر «فرهنگ»، برآیند فعل‌وانفعالات میان «باورها و امیال» باشد، و اگر «دغدغه»، تشخیص آسیبی باشد که بحران‌ساز است، آنگاه:

  • اصلی‌ترین دغدغه این قلم به‌عنوان یک ناظر خُرد و رصد‌کننده فرهنگی، تغییر رابطه میان «باورها و امیال» است یعنی به‌جای اینکه باورها امیال را مدیریت کنند، به‌نظر می‌رسد در سطح وسیع و عمیقی، امیال افراد باورهایشان را مدیریت می‌کنند. 
  • به‌نظر می‌رسد «هوش حقوقی» در جامعه ما از «هوش اخلاقی» ضعیف‌تر است. به‌عبارت دیگر «سواد قانون‌دانی و قانون‌فهمی و شیوة قانون‌محوری» فراگیر و فعال نیست.
  • به‌نظر می‌رسد اکثر اغلب افراد جامعه، دارای برنامه راهبردی برای زندگی خود و خانواده نیستند و به تاملات و مشاوره‌ها و تصمیم‌های مقطعی کلی ذهنی بسنده می‌شود.

این سه آسیب، هم سطوح عمومی و هم سطوح مدیریتی جامعه، را درگیر کرده است.

  1. سه راهکار
  • فرهنگ‌سازی رسانه‌ای و آموزش مستمر عملی فراگیرِ «مهارت مدیریت احساس»
  • فرهنگ‌سازی رسانه‌ای و آموزش مستمر عملی فراگیرِ «قانون‌دانی و قانون‌محوری»
  • فرهنگ‌سازی رسانه‌ای و آموزش مستمر عملی فراگیرِ «برنامه‌ریزی استراتژیک خانوادگی»